هر فیلم 140 تومان هر فیلم 140 تومان
مجموعه ۹۵ فیلم ۲۰۰۹ با کیفیت بالا
به همراه زیر نویس فارسی
اکشن ، رزمی ، ترسناک و...
۹۵ فیلم ۲۰۰۹ به همراه زیرنویس
هر فیلم فقط 140 تومان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 3 بهمن 1388 ساعت 09:16
انتظار


"مردها گاهی اون قدر غرق کاراشون می شن که یادشون می ره کسی هست همون نزدیکیها، که منتظرِ یه نگاه ِ ، منتظر ِ یه لبخنده..."


خانم سین


نویسنده : مستانه موضوع : مردها گاهی...


پنجشنبه 1 بهمن 1388 ساعت 13:23
تنها تو می مانی و بس...


دوستم اس‌ام‌اس زده، خاله شدنتون مبارک. صبح دخترم به دنیا اومد.


از ته دل ذوق می‌کنم.


هنوز جواب اس‌ام‌اس رو ندادم که مامانم زنگ می‌زنه و می‌گه حال مامان‌بزرگش خوب نیست. صبح رفته توی کما. دکترا قطع امید کردن. و البته من معنی این جمله ها رو خوب می دونم...


گوشی توی دستم و لبخند روی لبم خشک می‌شه.


می‌رم وضو می‌گیرم و وایمیسم به نماز. ‌چقدر فاصله مرگ و زندگی کوتاهه...چه دنیای غریبیه خدا...


نویسنده : مستانه موضوع : زندگی جاریست...


سه شنبه 29 دی 1388 ساعت 08:39
خوشه سوم!!!


اینو دیدین؟


قشنگیش به اینه که من و متین اگه چهار پنج تا بچه هم داشته باشیم بازم یارانه بهمون تعلق نمی‌گیره. واقعا ممنون که انقدر دست ما رو باز گذاشتین!


اصلا هم مهم نیست که چقدر داریم قسط می‌دیم و چقدر اجاره خونه و ... و چقدر ته حقوق ماهانه‌مون می‌مونه!


مهم اینه که خدایی داریم که در این نزدیکیست. لای این شب‌بوها، پای آن کاج بلند، روی آگاهی آب، روی قانون گیاه...



نویسنده : مستانه موضوع : زندگی جاریست...


دوشنبه 28 دی 1388 ساعت 10:33
مچ گیری!


بعضی روزا سر راه یه بطری شیر می‌خرم و میارم شرکت. یه لیوانش رو می‌خورم و یه لیوانش رو به دوستم می‌دم و بقیه‌اش رو می‌ذارم توی یخچال شرکت برای روزای بعد.

ولی چندوقتیه روز بعد که میام بقیه شیر رو بخورم می ‌ینم ارتفاع شیر توی بطری به طرز قابل توجهی پایین رفته.



امروز اما یه ایده‌ی جالب به کار بردم برای اینکه مچ طرف رو بگیرم. اونم این بود که بعد از اینکه یه لیوان شیرم رو خوردم و یه لیوان دوستم رو هم براش ریختم یکی دو قلپ هم با بطری خوردم و از اونجایی که من امروز بدجوری سرما خوردم، دو حالت پیش میاد.


یه حالت اینکه فردا میام و می‌بینم بازم شیر بطری کم شده و البته این بار یه نفر به شدت عطسه و سرفه می‌کنه که به نتیجه دلخواهم رسیدم.


و حالت دوم اینکه این بار بطری دست نخورده باقی مونده که خوب اینم نتیجه مطلوبیه ولی مهمتر از نتیجه به دست اومده، مشخص شدن اینه که طرف هرکسی هست هم شیر رو می‌خوره و هم وبلاگم رو می‌خونه.


نویسنده : مستانه موضوع : زندگی جاریست...


یکشنبه 27 دی 1388 ساعت 08:31
من عاشق چشمت شدم...


الهی هَب لی کمال الاِنقِطاع اِلیک



و اَنِر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک



حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور،



فتصل الی معدن العظمة



و تصیرُ ارواحنا معلقة بعِزِ قدسک

خدایا بریدن کامل از همه چیز و همه کس، به سوى خود به من عنایت کن.

دیده هاى دلمان را به نور نگاه به سوى خود روشن کن

تا دیده هاى دل پرده هاى نور را پاره کند

و به مخزن اصلى بزرگى و عظمت برسد


و ارواح ما آویخته به عزت مقدست گردد.


نویسنده : مستانه موضوع : ای عشق...


<< 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 >>