تاکسی خطی نبود و مجبور شدم سوار یه ماشین شخصی بشم. دو نفر دیگه هم همراه من سوار شدن و راننده زیر لب گفت اون یه نفر رو هم خدا میرسونه و راه افتاد. چند قدم جلوتر یه خانوم دست نگه داشت و سوار شد.
سر پیچ اول، یه نفر پیاده شد. پونصدی داد و سیصدتومن پس گرفت و بدون هیچ عکسالعملی راهش رو کشید و رفت. یه کمی جلوتر نفر دوم هم پیاده شد. اونم یه پونصدی داد. ولی وقتی راننده بهش سیصد تومن برگردوند، صد تومنش رو به راننده پس داد و گفت کرایه این مسیر سیصد تومنه. راننده نگاهش کرد. گفت میدونم. ولی بیانصافیه. خدا رو خوش نمیاد برای این یه تیکه راه سیصد تومن بگیرم.
سر پیچ دوم دو نفر دیگه سوار شدن و بعد خانمه پیاده شد و ...
خلاصه به جز من که پای ثابت ماشینش بودم و تا ایستگاه آخر باهاش رفتم سه دور ماشینش پر و خالی شد و از همهی مسافرها هم دویست تومن گرفت.
جالبیش اینجاست که این مسیر معمولاً خیلی خلوته و تاکسی اگه همون ایستگاه اول پر شد، پر شده وگرنه دیگه پر نمیشه.
نکتهاش هم اینجاست که تاکسیهای خطی توی این مسیر حداکثر 1200 تومن به جیب میزنن. ولی من پول کرایههایی که این راننده گرفت رو شمردم. شد 2000 تومن!
اینجوریه که خدا به یکی برکت میده...
نویسنده : مستانه موضوع : زندگی جاریست...

.jpg)








