خودکار نامرئی (تقلب) ! خودکار نامرئی (تقلب) !
نوشته هایتان را فقط خودتان ببینید !
همراه بااشعه مخصوص (UV)فقط4000ت
خودکار نامرئی (تقلب) !
نوشته هایتان را فقط خودتان ببینید !
همراه بااشعه مخصوص (UV)فقط4000ت
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 30 آبان 1388 ساعت 09:27
یک کشف تازه!


یکی از بهترین کشفهایی که توی زندگیم کردم یه پارک جنگلی بود، دیوار به دیوار شرکت.

این که می‌گم کشف برای اینه که اینجا توی یه دره واقع شده و اصلا از بیرون پیدا نیست. برای همین تعداد آدمهایی که اون رو کشف کردن و برای پیاده‌روی و هواخوری میان اونجا خیلی کمه و با تمام زیباییش معمولا خلوت و ساکته و به جای صدای آدمها و ماشینها پر از صدای پرنده‌هاست.



راستش خدا نعمت رو به من تموم کرده. اما من زیاد آدم قدرشناسی نیستم و از این نعمتها اونطوری که باید استفاده نمی‌کنم و به جای اینکه هرروز صبح بیام توی این جنگل و هوا بخورم و انرژی بگیرم، ترجیح می دم تا آخرین لحظه بخوابم.



ولی پیاده روی امروز انقدر بهم انرژیهای خوب تزریق کرده که امیدوارم باعث بشه تنبلی رو کنار بذارم و هر روز صبح یه سری به اینجا بزنم.




نویسنده : مستانه موضوع : بسته‌ی گردشگری


شنبه 18 مهر 1388 ساعت 08:42
‌برگ جهان


بازهم کوله‌ات رو ببند و بنداز روی دوشت و راه بیفت. جاده‌ی لشگرک رو تا شرق برو و ادامه بده تا برسی به گلندوک. همون جایی که به طرفش می‌ره داخل لواسون و یه طرفش می‌ره اوشون فشم. این بار وارد لواسون شو. وارد بلواری که تا چشم کار می‌کنه ادامه داره. همین راه رو بگیر و برو. تابلوهای بالاسرت رو هم نگاه کن. می‌خوایم بریم سمت افجه.

آخر بلوار میره زیر یه پل. تو از راه باریکی که نمی‌ره زیر پل و می‌ره بالا برو. یه مسیر نه چندان طولانی توی کوه باید بری تا برسی به افجه. اگه خودت راننده نیستی چشم بدوز به آسمون. یه آسمون آبی و تمیز...



به افجه که برسی و راه رو که ادامه بدی، یه جا یه تابلو می بینی که نوشته به سمت تهران و جاجرود. همون جاده‌ای رو که فلشها نشون می‌دن بگیر و برو. حدود بیست دقیقه که توی این جاده حرکت کنی، از همون بالای کوه یه دره می‌بینی با یه منظره بی‌نظیر...



و هرچی پایین تر بری و  به روستا نزدیکتر بشی رنگها خودشون رو بیشتر نشون می‌دن.


این جا روستای برگ جهانه! 


داخل روستا یه رودخونه‌ی کوچیک هم هست که آب زلال و تمیزی داره و البته خیلی سرد...



اگه بگردی یه جاهایی هست که می‌تونی ماشین رو کنار جاده بذاری و یه کمی بری پایین و به رودخونه برسی. دوروبر رودخونه جا برای چندساعت نشستن هست.



یکی از نکات مهمی که توی این فصل اینجا رو متمایز می‌کنه، گردوهای درشت و سفید و خوشمزه‌ایه که می‌تونین اونا رو درحالیکه دارن از درخت چیده می‌شن از باغدارها بخرین.

البته مسلما پاییز زیبا هم در رنگارنگ شدن این روستا بی‌تاثیر نیست.



این روستا یه آبشار زیبا هم داره که حتما آدرسش رو از مردم روستا بگیرین و یه سر بهش بزنین. ما بعد از برگشتنمون این قضیه رو فهمیدیم و این آبشار رو  ندیدیم.



برای برگشت لازم نیست راهی رو که اومده بودین برگردین چون ادامه همین راه به سد لتیان و جاجرود و تهران می‌رسه.





پ.ن1: آدرس سایت روستا: http://www.bargejahan.com


پ.ن2: همه عکسها به جز عکس آبشار از خودم!


نویسنده : مستانه موضوع : بسته‌ی گردشگری


شنبه 31 مرداد 1388 ساعت 09:29
شورمست


از تهران تا شورمست فقط سه ساعت راهه. البته اگه صبح زود باشه و جاده خلوت باشه.


اتوبان بابایی، بومهن، رودهن، دماوند و بعد هم فیروزکوه. از تهران تا فیروزکوه 115 کیلومتر راهه و جاده تقریباً خشک و بی آب و علفه. اما هوا خنکه و تو روزای گرم تابستون همین هم غنیمته.


نزدیکیهای فیروزکوه که می‌رسی از دور کوه‌های مه گرفته‌ای رو می‌بینی که منظره‌ی قشنگ و بی‌نظیری دارن و همش تو دلت خدا خدا می‌کنی که جاده مستقیم بره وسط این کوه‌ها!



و خدا انگار که صدای دلت رو می‌شنوه. بعد از فیروزکوه وارد این جاده‌ی مه گرفته می‌شی. یه جاده‌ی سبز و خنک و دوست داشتنی.



ظاهرا به گردنه‌ی گدوک معروفه!




از فیروزکوه تا پل‌سفید حدود 70 کیلومتر راهه ولی چون سبز و خوش آب و هواست زیاد طولانی به نظر نمی‌رسه. به پل‌سفید که رسیدی از چند نفر بپرس تا مسیر دریاچه ی شورمست رو بهت نشون بدن.


یه جاده ی خاکی حدود 4 کیلومتر با کلی منظره‌ی قشنگ.


 

شورمست دریاچه‌ی قشنگیه! شاید نه به اون قشنگی که توی عکسهاش دیده می شه ولی ارزش یه بار رفتن رو داره.



امکان قایق سواری روی دریاچه هم وجود داره.



دور و بر دریاچه چندتا آلاچیق هست و می‌شه چندساعتی رو همون جا اتراق کرد. اما اگه دنبال جای بهتری می‌گردین پیشنهاد می‌کنم برگردین پل سفید و جاده رو تا زیرآب ادامه بدین و اونجا از مردم سراغ پارک جنگلی رو بگیرین. 



پارک جنگلی یه جنگله که به اندازه‌ی جنگلهای شمال دوست داشتنیه. یه قهوه‌خونه کوچیک هم داره.



یه چیزی که توی راه برگشت خیلی توجه رو جلب می‌کنه خط راه‌آهنیه که از این منطقه رد می‌شه و ظاهرا از تهران تا ساری و گرگان می‌ره. فکر کنم نشستن توی قطاری که از لابه لای جنگل رد می‌شه خیلی رویایی باشه...



نویسنده : مستانه موضوع : بسته‌ی گردشگری


دوشنبه 12 مرداد 1388 ساعت 11:06
آب و آتش


نزدیک غروب، هوا که یواش یواش تاریک می‌شه و خنک دست زن و بچه (در اینجا وجود بچه ضروری و از اوجب واجبات است) رو بگیر و یه جوری خودت رو برسون به حقانی. حقانی رو از غرب که به سمت شرق میای، قبل از مترو پارک طالقانیه و قبل از پارک طالقانی پارک آب و آتش!



وارد پارک که می‌شی ستونهایی که آتیش ازشون شعله می‌کشه توجه رو جلب می‌کنه. صدای ترسناکی هم دارن. یک کمی جلوتر روی زمین پر از سوراخهاییه که ازش آب فواره‌وار میاد بیرون. گفتم که همراه بردن یه بچه ضروریه. برای اینکه بچه رو بفرستی زیر فواره‌ها و خودتم به هوای اینکه بری مواظبش باشی و برش گردونی بری اون زیر.

البته اگه زیاد خجالتی نیستی و روت می‌شه قاطی بچه‌ها بری زیر آب، اونم در حالیکه دور تا دور یه عالمه آدم بزرگ وایساده و داره نگاهت می‌کنه، دیگه مسئله‌ی بچه منتفی می‌شه.




بعد از اینکه یه دل سیر خیس شدی، می‌تونی بری به بقیه‌ی پارک هم سر بزنی. آخه این پارک امکانات زیادی داره. از وسایل نقلیه‌ی کاملا سنتی مثل اسب و کالسکه و کشتی گرفته تا امکانات فوق پیشرفته.



امکانات فوق پیشرفته‌ای مثل قرقره و دوچرخه ی ایستاده!




وقتی همه چیز رو امتحان کردی و مطمئن شدی چیزی رو جا ننداختی می‌تونی زیر یکی از این آلاچیقها یه استراحتی بکنی و بعدم بری خونتون بخوابی که صبح بتونی به موقع بیای سر کار!



نویسنده : مستانه موضوع : بسته‌ی گردشگری


سه شنبه 16 تیر 1388 ساعت 14:55
شکرآب!


جاده لشگرک رو که به سمت شرق بری به یه جایی می‌رسی که خونه‌ها تموم می‌شه! جاده رو که ادامه بدی می‌رسی به گَلَندواَک! همون چهارراهی که می‌ره سمت لواسوون رو می‌گم!


نرو سمت لواسون. جاده رو به سمت اوشون، فشم ادامه بده! ادامه بده تا برسی به اوشون! یک کمی جلوتر جاده دو راه می‌شه! از بالا که بری می‌رسی به فشم و از پایین می‌ری سمت آهار! اندفعه از پایین برو، ایشالله دفعه دیگه می‌ریم بالا!


جاده رو ادامه بده تا آخر آخرش! آخرش یه روستاست. روستای آهار. از ماشین پیاده شو. سعی کن چیز زیادی برنداری. می‌خوای یکی دو ساعت از کوه بری بالا، بار زیاد خسته‌ات می‌کنه!


یادم رفت قبلش بهت بگم کفش مناسب پات کنی؟


وارد روستا که می‌شی تابلو داره. به سمت شکراب و قله توچال!


نگفته بودم؟ قراره بریم شکراب.


راهی که تابلو نشون می‌ده بگیر و برو. یه جاده خنک و باصفا تو دل روستا! خونه‌های روستا که تموم می‌شه، رودخونه شروع می‌شه.



اگه مثل من عاشق آب باشی و اینجا رو دیده باشی دیگه محاله برای کوهنوردی کولکچال و دربند رو انتخاب کنی. آخه اینجا تا خود قله رودخونه هم همراهت میاد بالا!



خلاصه راه کنار رودخونه رو بگیر و برو بالا. راه باصفاییه، پر از گل و درخت.



گاهی کنار آب بشین و یه آبی به صورتت بزن.



یکی دو ساعت که بری بالا می رسی به یه امامزاده. دور و بر امامزاده اتاق و چادر داره و می‌تونی شب رو هم همونجا اتراق کنی.


ولی هنوز به اونجایی که به خاطرش این همه کشوندمت بالا نرسیدی. هنوز یه کم دیگه مونده. زیاد نه! شاید ده دقیقه!


آبشار شکراب رو می‌گم! آبشار بی نظیر و زیباییه! آبش هم زیاده و هم پرفشار! هم خنک و هم دلچسب...



شاید این روزا که غبار شهر و نگاه و دلمون رو گرفته، سر زدن به یه همچین جاهایی یه کمی حالمون رو بهتر کنه...


نویسنده : مستانه موضوع : بسته‌ی گردشگری