طرح های توجیهی اقتصادی طرح های توجیهی اقتصادی
مشاغل پردرآمد
همین حالا شروع کنید
طرح های توجیهی اقتصادی
اطلاعات مشاغل پردرآمد
در تابستان شروع کنید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 2 خرداد 1388 ساعت 10:15
بسته فرهنگی!


خوب انگار بعد از مدتها بالاخره نوبت بسته‌ی فرهنگی رسید.


کافه پیانو رو خیلیاتون خوندین و نظرتون رو راجع بهش گفتین. من این کتاب رو دوست داشتم. سبک نوشتنش رو. یه جورایی انگار از زندگی عادی بنویسی. زندگی که خیلی هم فراز و نشیب نداره. اما اگه همین زندگی عادی رو قشنگ بنویسی خوندنی می‌شه.



مهمانسرای دو دنیا یه نمایشنامه از امانوئل اشمیته. طولانی نیست. شاید دقیقاً قد دیدن یه تئاتر وقت می‌گیره و وقتی تموم می‌شه حس می‌کنی که یه تئاتر جلوت اجرا شده بوده. ماجرای چندتا آدمه که بر اثر حوادث مختلف به کما رفتن و معلوم نیست که می‌میرن یا برمی‌گردن توی دنیا! به نظر من تئاتر خیلی قشنگیه و مخصوصا آخرش خیلی قشنگ تموم می‌شه.



زمانی یک اثر هنری بودم کتاب دیگه‌ایه از امانوئل اشمیت. از این کتاباییه که یه ظاهری داره و یه باطنی. باطنش یک کمی فلسفیه ولی ظاهرش هم قشنگه. داستان یه کسیه که از زندگیش خسته شده و می‌خواد خودکشی کنه و یه مجسمه‌ساز بهش پیشنهاد می‌کنه به جای خودکشی، تبدیل بشه به یه شی! به یه مجسمه‌ی زنده!



رویای تبت از فریبا وفی، کتاب خاصیه! یه کتاب سیال ذهن! منظورم اینه از این کتابایی نیست که از یه جا شروع بشه و به یه جای دیگه تموم بشه. یه کمی آدم رو می‌پیچونه! من معمولا این جور کتابها رو زیاد دوست ندارم. ولی این یکی بد نبود! البته این کتاب برنده‌ی جایزه‌ی گلشیری و جایزه‌ی مهرگان ادب هم هست.



لبخند مونالیزا فیلم لطیف و دوست داشتنیه! ماجرای یه خانوم معلمه که تاریخ هنر تدریس می‌کنه و برای درس دادن به یه مدرسه‌ی جدید می‌ره و سعی می‌کنه روشهای جدیدی برای کنار اومدن با شاگرداش پیدا کنه و درک می‌کنه که دانش آموزا چه مشکلاتی دارن و برای حل مشکلاتشون بهشون کمک می‌کنه.



نیوه مانگ ساخته بهمن قبادی، فیلم خاصیه! ماجرای یه گروه موسیقیه که قراره از کردستان ایران برن کردستان عراق و اونجا برنامه اجرا کنن. فیلم ساختار قشنگی داره! فیلم لذت بخشیه اما داستان و فیلمنامه اون خیلی قوی نیست. گلشیفته و هدیه تهرانی هم توی اون بازی می‌کنن!




نویسنده : مستانه موضوع : بسته‌ی فرهنگی


شنبه 3 اسفند 1387 ساعت 13:50
بسته‌ی فرهنگی

توی همون دو سه صفحه اولش فهمیدم که با یه کتاب خیلی جذاب مواجهم و دلم نیومد تنهایی بخونمش. متین معمولاْ خیلی سخت جذب داستان بلند و رمان می‌شه. بیشتر اهل شعر و داستان کوتاهه!

ولی با خوندن همون دو سه صفحه متین هم جذبش شد و تا وسطهاش رو دوتایی با هم خوندیم.


هنوز تمومش نکردم ولی کاملاْ‌ مشخصه که "طوفان دیگری در راه است" یکی از بهترین کتابهاییه که تا حالا خوندم و توی لیست کتابهای دوست داشتنیم رتبه‌ی بالایی می‌گیره.



توی این مدت یکی دوتا کتاب دیگه هم خوندم. نمایش‌نامه‌ی "افرا"ی بهرام بیضایی که تئاترش چند وقت پیش روی صحنه بود. من کلاْ نمایشنامه‌های بهرام بیضایی رو دوست دارم. سیاوش‌خوانی و ‌پرده‌ی نئی و حالا افرا رو ازش خوندم و هر سه تا رو خیلی دوست داشتم.


نمایش‌نامه‌ی "خرده جنایتهای زناشوهری" هم جالب بود. گرچه احتمالاْ تله‌تئاترش با بازی فروتن و نیکی کریمی خیلی جالب‌تر بوده. حیف که ندیدمش...



خوب، جونم براتون بگه از فیلمهایی که این چند وقته دیدم.


راستش نمی‌دونم در مورد the reader چی بگم. چون از دیدنش لذت بردم اما اونی نبود که باید باشه! یک خورده زیادی تبلیغ یهودیت رو کرده بود و ماجراش هم اونقدر که فکر می‌کردم، خاص و متفاوت نبود!



اما revolutionary road رو خیلی دوست داشتم. شاید چون خیلی شبیه زندگی آدمهای امروزی بود. پر از روزمرگی و پر از ترس برای تغییر این همه روزمرگی...



چهار پنج قسمت از سریال پریزن بریک رو هم دیدیم. بد نیست ولی به نظر من اون جوری که بعضیها می‌گن خیلی از لاست قشنگتره هم، نیست. البته شاید قضاوت یک کمی زوده.



دیگه ...


راجع به تئاتر " کوکوی کبوتران حرم" هم که یه ذره نوشته بودم. راستش اونقدر قشنگ بود که اگه اون اتفاق نمی‌افتاد حالا حالاها لذتش برامون می موند.


زندگی 12 تا زن از پنجره‌ی یه زائرسرا توی مشهد!  زندگی 12 تا زن با تمام دغدغه‌ها و مشکلاتشون.



و یه چیز دیگه که بد نیست معرفیش کنم یه مراسم تعزیه‌خوونیه که تا سه شنبه توی خوانسار برگزار می‌شه و نمایش تعزیه رو به صورت مستقیم می‌شه اینجا ببینین. هر روز ساعت دو و هر شب ساعت هشت. برنامه‌ی نمایشها هم اینجاست.





پ.ن: از این به بعد سعی می‌کنم حداقل ماهی یه بار یه بسته‌ی فرهنگی داشته باشم. این طوری خودمم وادار می‌شم کتابهای بیشتری بخونم و فیلمای بیشتری ببینم و ...

نویسنده : مستانه موضوع : بسته‌ی فرهنگی


یکشنبه 29 دی 1387 ساعت 10:05
ای کاش می‌تونستم پدرت باشم...



*    *     *

دو سالگی: "تولدت مبارک! ای کاش می‌تونستم امشب تو رو ببوسم."

پنج سالگی: "‌ای کاش می‌تونستم روز اول مدرسه تو رو برسونم."

شش سالگی: "ای کاش اونجا بودم تا به تو پیانو زدن رو یاد می‌دادم."
سیزده سالگی: "ای کاش اونجا بودم تا بهت بگم که دنبال پسرها راه نیفتی. ای کاش وقتی قلبت می‌شکست می‌تونستم تو رو در آغوش بگیرم."


"ای کاش می‌تونستم پدرت باشم."

"من هیچ کاری برای تو نکردم..."


"برای کاری که انجام دادنش ارزش داره، هیچ وقت دیر نیست.

هیچ محدودیت زمانی وجود نداره؛ هر وقت خواستی شروع کن...


می‌تونی تغییر کنی یا می‌تونی همونطوری بمونی؛ هیچ قانونی برای این چیزا وجود نداره.


می‌تونیم بهترین چیزا یا بدترین چیزا رو بسازیم. امیدوارم تو بهترینش رو بسازی و امیدوارم با چیزایی روبرو  بشی که در تو انگیزه به وجود بیاره.


امیدوارم چیزایی رو حس کنی که هرگز حس نکردی. امیدوارم با آدمایی آشنا بشی که زاویه دید متفاوتی دارن. امیدوارم طوری زندگی کنی که بهش افتخار کنی. و اگه فهمیدی که این طور نیست امیدوارم قدرتش رو داشته باشی که همه چیز رو از اول شروع کنی..."



*     *     *

بعضیا بدنیا اومدن تا در کنار رودخونه بشینن.


بعضیا رو باید صاعقه بزنه.


بعضیا باید به موسیقی گوش بدن.


بعضیا هنرمندن.


بعضیا شنا می‌کنن.


بعضیا دکمه ها رو می‌شناسن.


بعضیا شکسپیر رو می‌شناسن.


بعضیا مادر هستن.


و بعضی آدما...                       می رقصن...



منبع:‌ فیلم دوست داشتنی  The Curious Case of Benjamin Button


نویسنده : متین موضوع : بسته‌ی فرهنگی


چهارشنبه 25 دی 1387 ساعت 12:03
هفته‌ی فرهنگی!


* وقتی توی یه هفته، یه کتاب بخونی، یه فیلم ببینی، یه سریال رو شروع کنی، یه تئاتر ببینی و هر شب قبل از خواب نهج‌ا‌لبلاغه یا تفسیرقرآن رو بخونی، اون هفته می‌شه یه هفته‌ی کاملاً فرهنگی!


* ما یه هفته‌ی کاملاً فرهنگی داشتیم.


* "وانیل و شکلات" یه کتاب معمولی بود. اما به خاطر روایتش از مشکلات زندگی زناشویی و ایده‌ها و راه‌حلهاش برای این مشکلات و البته به خاطر نثر روون و زیباش چسبید.



* چند وقتی بود که دوست داشتیم "آگوست راش(august rush)" رو ببینیم اما چون دوست متین اون رو نداشت و ما هم منبع دیگه‌ای سراغ نداشتیم، نتونسته بودیم. تا اینکه هفته‌ی پیش خودمون اون رو دانلود کردیم و زیرنویسش رو بهش اضافه کردیم و تبدیلش کردیم به دی وی دی.

"آگوست راش" فیلم خاصی بود. فیلمی لطیف و زیبا درباره‌ی زندگی یه کودک پرورشگاهی که از مادر و پدرش جدا افتاده بود. اما به اینکه یه روزی اونا رو پیدا می‌کنه اطمینان داشت. یه فیلم که کلی حسهای قشنگ رو توی دل آدم زنده می‌کرد.



* درسته که هیچ چیزی نمی‌تونه جای "Lost" رو بگیره. اما توی فاصله‌ای که تا اومدن بخش بعدیش مونده دیدن سریالایی که این روزا توی هر سایت و مغازه‌ای پیدا می‌شه هم، بد نیست. "زنان افسرده (Desperate Housewives)" یه سریال کمدیه که زندگی و فرهنگ مردم آمریکا رو توی قالب طنز خیلی خوب نشون می‌ده.



* یه دوست دعوتمون کرد که "در قاب ماه" رو ببینیم و من با اینکه تمایل زیادی برای رفتن نداشتم، نتونستم دعوتش رو رد کنم و خوشحالم که این کار رو نکردم. در قاب ماه روایت زیبایی بود از عاشورا که دیدنش باعث شد مشتاق بشم که در مورد تاریخ اسلام و وقایعی که توی اون دوران اتفاق افتاده بیشتر بدونم.



* و در راستای ارتقای فرهنگی، دانلود تقویم ایرانی سال 88 رو، که تاریخ تمام جشنهای قدیم ایرانی رو توش داره، بهتون پیشنهاد می‌کنم.


* "کلام روز" هم تقریبا در همین راستا به بادبادک اضافه شده.


* دوستتون دارم.


نویسنده : مستانه موضوع : بسته‌ی فرهنگی


چهارشنبه 29 آبان 1387 ساعت 10:02
یک توصیه دوستانه


یا ایُها الناس! عَلَیکُم بِالـLOST !!!





پ.ن1: هیچ توضیح و هیچ لینکی در موردش نمی دم که اونایی که ندیدن از این طریق اطلاعاتی بدست نیارن و همه چیز رو با دیدن سریال بفهمن!


پ.ن2: من و متین هر شب سر اینکه کدوممون "جان لاک" رو بیشتر دوست داره و کی زودتر عاشقش شد، دعوامون میشه!



پ.ن3: شماها کی رو بیشتر دوست دارین؟


نویسنده : مستانه موضوع : بسته‌ی فرهنگی


<< 1 2 3 4 >>