هواپیمای مدل بسازید ! هواپیمای مدل بسازید !
آموزش ساخت هواپیمای مدل
به زبان فارسی-گلایدر و رادیو کنترل
جدیترین لوازم طراحی ناخن
مهر و شابلون مخصوص طراحی  ناخن
سی دی آموزش طراحی ناخن ۲۰۱۰
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 27 آبان 1388 ساعت 09:51
اسکار و بانوی گلی‌پوش


کاش آخر هفته اونقدر وقت داشته باشین که یه داستان نسبتا کوتاه بخونین. خوندنش اونقدر حس خوبی به من داد که دوست دارم اون رو با شما هم شریک بشم...


با پگی بلو، فرهنگ پزشکی را زیر و رو کردیم. پگی بلو این کتاب را خیلی دوست دارد و همه‌اش در این فکر است که در آینده به چه بیماریهایی مبتلا خواهد شد. من به دنبال واژه‌هایی که برایم از همه مهمتر بود گشتم. مثل زندگی، مرگ، ایمان و خدا. باور نمی‌کنی، این کلمات هیچ یک در کتابش نبود.

خوب متوجه هستی که؟ معنی‌اش این است که اینها مرض نیستند. نه زندگی مرض است، نه مرگ، نه ایمان، نه خود تو، گرچه همه‌شان مرا مبتلا کرده‌اند.


پ.ن1: اگر نتونستین دانلود کنین بگین تا یه فکر دیگه بکنم.

پ.ن2: بعد از اینکه خوندینش نظرتون رو حتما بهم بگین. حتی اگه دوستش نداشتین.
 
نویسنده : مستانه موضوع : بسته‌ی فرهنگی


چهارشنبه 29 مهر 1388 ساعت 18:43
کتاب قانون



اگه نظر من رو می‌خواین کتاب قانون رو ببینین!


اگه نظر متین رو می‌خواین حتما کتاب قانون رو ببینین!


اگرم که نظر هیچ کدوم ما رو نمی‌خواین پس از وبلاگ ما برین بیرون و به جاش برین کتاب قانون رو ببینین!



نویسنده : مستانه موضوع : بسته‌ی فرهنگی


شنبه 25 مهر 1388 ساعت 07:18
بسته فرهنگی!


و باز هم بعد مدتها یه بسته‌ی فرهنگی،


بازی آخر بانو، کتاب معروف بلقیس سلیمانیه و به نظر میاد خیلی از شما خوندینش. با این حال من همیشه فکر می‌کردم این کتاب یه کتاب عاشقانه است و شاید به همین دلیل زیاد به سمت خوندنش گرایش نداشتم. اما در واقع این کتاب اصلا این طوری نبود. یه کتاب سیاسی، عاشقانه، اجتماعی بود. و البته خیلی جذاب. اما اگه من جای این نویسنده بودم این کتاب رو بدون نوشتن یکی دو فصل آخر تمومش می‌کردم.



سیزدهمین قاصدک، یه مجموعه داستان کوتاه از مهدیه بهنود، از زندگی مردم در بم و از زلزله بم. داستانهای لطیفی داره و احساس آدم رو خیلی تحت تاثیر قرار می‌ده و به همین دلیل بهتره که داستانهای این کتاب رو با فاصله زمانی بخونید. چون پشت سرهم خوندنش می‌تونه آدم رو غمگین و دپرس کنه.




دا، مجموعه خاطرات خانم زهرا حسینی است که توسط خانم اعظم حسینی نوشته شده. فکر می‌کنم اگه تا حالا این کتاب رو نخونده باشین، لااقل تعریفش رو زیاد شنیدین. من مثل همه فقط توصیه می‌کنم این کتاب رو بخونید. چون به هر حال چه دوست داشته باشیم و چه دوست نداشته باشیم، جنگ بخشی از تاریخ زندگی و کشور ماست. و این کتاب این بخش رو خیلی خوب به تصویر کشیده.(دقیقا به تصویر کشیده!)



یوستین گوردر، یکی از نویسنده‌های محبوب منه. کتاب دنیای سوفی مهمترین کتاب این نویسنده در مورد تاریخ فلسفه است. راز فال ورق هم یکی دیگه از کتابهای محبوب این نویسنده است. اما این نویسنده یه سری کتابهای کوچیک داره که سبک این کتابها، مثل کتابهای تخیلی و دیو و پری و کودکانه است. من نمی‌دونم این کتابها واقعا کتاب کودکانه است یا نه. و نمی‌دونم که این کتابها پشت ظاهر ساده‌شون مفهوم فلسفی دارن یا نه. اما من همه این کتابها رو با لذت خوندم. مخصوصا مواقعی که حالم زیاد خوب نیست، حالم رو خیلی خوب می‌کنن و خیلی بهم آرامش می‌دن.

درون یک آیینه، درون یک معما - سلام، کسی اینجا نیست؟ - قصر قورباغه‌ها و راز تولد بعضی از این کتابها هستند.


اریک امانوئل اشمیت، نمایشنامه‌نویس مشهوریه که بعضی از نمایشنامه‌هاش سالها پیش توی ایران اجرا شده. خرده جنایتهای زناشویی، مهمانسرای دو دنیا و نوای سحرآمیز بعضی از این نمایشنامه‌ها هستند. مهمترین خصوصیت این نویسنده و نمایشنامه‌هاش غیرقابل پیش‌بینی بودن اونهاست.


عشق‌لرزه نمایشنامه جدیدی از این نویسنده است و نمایش یه عشق و تلاطم و سرانجام اون. این نمایشنامه هم بسیار زیباست.



تئاتر عشق‌لرزه از 12 مهر در تئاتر شهر روی صحنه رفته و بلیط اون رو می‌تونین به صورت اینترنتی از سایت گیشه تهیه کنین.


The Invasion، فیلم نسبتا زیبا و تا حدودی ترسناک درباره‌ی سرایت نوعی بیماری در شهره که باعث می‌شه احساسات انسانها از بین بره.



IN The Valley of Elah، ماجرای زندگی و مرگ یک سرباز آمریکایی در عراقه. این فیلم اشاره‌ای با ماجراهایی که در اشغال عراق رخ داده داره.




cube، فیلم عجیبیه. ماجرای چند نفر که بدون اینکه بدونن چرا و چه جوری داخل یه مکعب بزرگ که پر از اتاقهای بزرگ مکعبی شکله گیر افتادن و تلاش می‌کنن راهی به بیرون پیدا کنن. من وقتی این فیلم رو می‌دیدم همون حسی رو داشتم که وقتی مهمانسرای دو دنیا رو می خوندم داشتم.



نویسنده : مستانه موضوع : بسته‌ی فرهنگی


چهارشنبه 7 مرداد 1388 ساعت 09:20
تهران انار ندارد

تهران روستای بزرگی در حوالی شهرری است که باغها و درختان میوه فراوان دارد. ساکنان آن در سردابهایی زندگی می‌کنند که به لانه‌ی مورچگان می‌ماند. تهران چند محله دارد که هر یک با دیگری در جنگ و ستیز است. حرفه تهرانی‌ها خلافکاری است و فرمانروا دلخوش است که ایشان خراجگزار پادشاهند. میوه‌هایشان نیکو و فراوان است.
و به ویژه اناری دارند که در هیچ یک از شهرها نظیرش یافت نمی‌شود.



"تهران انار ندارد" فیلم جالبی بود. به قول خودشون یه فیلم "کمدی درام موزیکال مستند عشقی تجربی تاریخی اجتماعی!"


یه فیلم مستند خوش ساخت که ارزش یه بار دیدن رو داشت و حتی اگه فقط برای خنده هم به سینما برین صد برابر بیشتر از اخراجیها خنده‌دار بود!


و البته غم‌انگیز و دردناک!


خیلی حس عجیبیه وقتی فکر کنی تهران فقط توی 200 سال از یه روستا تبدیل شده به یه همچین شهری و سرعت تغییرات توی اون اونقدر زیاده که شاید اگه کسی هر ده سال یه بار هم بیاد تهران نتونه خیلی از نشونه‌های قبلی رو توش پیدا کنه!


خیلی عجیبه شهری که مامان و باباهامون توش به دنیا اومدن و بزرگ شدن با جایی که ما توش به دنیا اومدیم همنامه! ولی از زمین تا آسمون فرق می‌کنه!



یعنی شاید چندسال دیگه که بچه‌هامون شدن هم سن و سال این روزای ما وقتی عکسهامون رو نگاه می‌کنن، با تعجب ازمون بپرسن مامان اینجا دیگه کجاست؟


دلم می‌خواد هرچی می‌تونم از این شهر، از این روزا، حتی از این روزای تلخ، عکس و خاطره جمع کنم.


کاش متین راضی می‌شد من این دوربین رو بخرم و تمام این شهر رو یادگاری نگهدارم.  (دیدین تمام غزلها یه بیت‌الغزل دارن؟ بیت‌الغزل نوشته‌ی منم، همین جمله‌ی آخرش بود.)


نویسنده : مستانه موضوع : بسته‌ی فرهنگی


چهارشنبه 24 تیر 1388 ساعت 09:13
پایان تلخ الی...


درباره‌ی الی رو دیدیم. دوبار. (درسته که اصفهانیم و خسیس ولی اصفهانیا یه خصوصیت مهمتر هم دارن و اون اینکه به شدت اهل فرهنگ و هنرند)


خیلی قشنگ بود. خیلی. حسها رو خیلی خوب منتقل می‌کرد. با اینکه من اینور پرده بودم و سپیده و بقیه اونور پرده ولی هم حس شادی و سرخوشی اولش کاملا به من منتقل شد و هم اضطراب و نگرانی و تب و تاب بعدش.


نقد و بررسی که در موردش زیاد نوشته شده. اما خیلی دوست دارم نظرتون رو راجع به آخرش بدونم! آخه می‌دونین من هیچ جوری نمی‌تونم باور کنم که (اگه فیلم رو ندیدین این تیکه آبی رنگ رو نخونین) نمی‌تونم باور کنم که الی برای نجات آرش به آب زده باشه و غرق شده باشه. چون الی بعد از اینکه نخ بادبادک رو داد به بچه و قبل از اینکه آرش بره توی آب به بچه‌ها گفت من باید برم. این یعنی خودش تصمیم گرفت که بره. یعنی آگاهانه رفت. به نظر من الی موقعی که داشت بادبادک هوا می‌کرد موقعی که آزادی و رهایی بادبادک رو دید تصمیم گرفت که خودش رو از وضعیتی که داره آزاد کنه. حتی اگه شده با یه پایان تلخ.‌


یه نکته‌ی جالب دیگه که کیوان راجع به درباره این فیلم نوشته این بود که فرهادی چه جوری موسیقی تیتراژ‌ پایانی فیلم رو انتخاب کرده. توی یه مصاحبه فرهادی گفته:


یک اتفاق دیگر زمانی بود که داشتم برای موسیقی تیتراژ آخر فیلم، قطعات مختلفی را گوش می‌دادم. از اول این تصمیم را داشتم که فقط در تیتراژ آخر، موسیقی داشته باشم و راجع به این قضیه با چند آهنگساز هم مشورت کردم. سی‌دی‌‌های زیادی می‌گرفتیم و یکی از کارهای هر شب من این بود که انبوهی قطعه گوش میدادم برای انتخاب موسیقی آخر فیلم. یک شب بالاخره به نظرم آمد که یکی از قطعه‌ها، همانی است که می‌خواهم. همان حس را میدهد و می‌توانم انتخابش کنم. اصلاً نمی‌دانستم اسم قطعه چیست، کار کیست و از کجا آمده. به دستیارم گفتم برود و از روی قاب و جلد سی‌دی‌‌ها اسم این قطعه را پیدا کند و به من بگوید. رفت و خواند و... حدس میزنی اسم این قطعه چه بوده؟ اسم این قطعه هست "ترانه‌یی برای الی / Song for Eli" قطعه‌یی است ساخته یک آهنگساز آلمانی به نام آندره یا آندریاس باور که الان روی تیتراژ پایانی فیلم است.



بعد از درباره‌ی الی "شهر زیبا"ی اصغر فرهادی رو هم دیدم. به نظر من اونم خیلی قشنگ بود و البته اونم یه پایان کاملاْ باز داشت که باعث می‌شد تا چند دقیقه همین جوری مبهوت زل بزنی به صفحه تلویزیون و منتظر بقیه‌اش باشی. "رقص‌درغبار"ش رو هم پیدا کردم و منتظر یه فرصت مناسبم که اون رو هم ببینیم.



اما توی گیر و دار این همه فیلم خوب و ارزشمند خواهر متین فیلم اخراجی‌های2 رو هم بهمون داد! جدا باورم نمی‌شه فیلم از این مسخره‌تر و مزخرفتر هم پیدا بشه!‌ اصلا هم کاری ندارم کارگردانش کیه! ولی از سر تا ته این فیلم هیچی جز مسخره‌بازی ندیدم. یعنی من نمی‌فهمم ده‌نمکی چه جوری روش می‌شه بگه من با این فیلم دینم رو به رزمنده‌ها ادا کردم. واقعا چه جوری روش می‌شه؟


نویسنده : مستانه موضوع : بسته‌ی فرهنگی


<< 1 2 3 4 >>