کتابها و آدمها
من فکر میکنم یکی از بهترین روشها برای شناختن آدمها، کتابهاییه که دوست دارن. من اگه روانشناس بودم یه تست شخصیت بر این اساس تهیه میکردم و مطمئنم خیلی خوب جواب میداد.
مخصوصا در مورد رمان حس میکنم آدم وقتی بیشترین لذت رو از یه رمان میبره که با یکی از شخصیتهای رمان احساس همذاتپنداری یا حداقل نزدیکی داشته باشه. یا اینکه دلش بخواد شبیه یکی از شخصیتها باشه.

به هر حال! این همه جملات بالا رو به ردیف کردم که بگم من هنوزم بعد ده دوازده سال که جلال آریان رو میشناسم و با وجود اینکه الان ده دوازده سال بزرگتر شدم، عاشق این شخصیتم و از نظر شخصیتی یه جورایی باهاش احساس نزدیکی میکنم و کتاب "پارس" اسماعیل فصیح رو با همون لذتی میخونم که دوازده سال پیش "ثریا در اغما" و "درد سیاوش" رو خوندم.
اصلا مگه چیه؟ فدای سرم که بزرگ شدم! فدای سرم که بیست و هفت سالمه و یه سن و سالی ازم گذشته، من دلم میخواد یه بار دیگه همهی کتابهای اسماعیل فصیح رو این بار به ترتیب و از اول تا آخر بخونم.

تو کدوم شخصیت توی کدوم کتابی؟
نویسنده : مستانه
موضوع : زندگی جاریست...