* فک کنم خدا توی روزای بارونی انرژی بیشتری رو به زمین تزریق میکنه! اصلا شاید توی هرکدوم از قطرههای بارون یه ژول انرژی میذاره و میفرستشون پایین!
وگرنه چرا تو روزای بارونی همه سرحالترن و پرانرژیتر و زندهتر؟

* چند وقتیه کتابای خوبم تموم شده و کتابهای نخوندهای رو که دارم نمیتونم بخونم. مثلا "دن آرام"، "سیذارتا"، "ساحره پرتوبلو"، "گاری کوپر" و چندتا کتاب دیگه که چندبار تا حالا ده بیست صفحه اولشون رو خوندم و دوباره برشون گردوندم توی کتابخونه تا وقتی که وقت خوندنشون برسه! گفتم بیام ازتون بخوام چندتا کتاب خوب معرفی کنین، بعد یادم اومد چند وقت پیش دختربابایی این کار رو کرد و یه لیست خوب درست کرد.
شاید همین امروز فردا برم چندتا از کتابهاش رو بخرم و توی این یه هفتهای که متین نیست بخونمشون و بعد مدتها یه بسته ی فرهنگی بذارم اینجا.
* نمیدونم از اینکه تا دو روز دیگه پاییزم میاد خوشحال باشم یا از اینکه تا سه روز دیگه متین میخواد منو بذاره و بره ناراحت باشم! فعلا که خوشحالم تا بعد ببینم چی پیش میاد!
* تازه امروز بیشتر از همیشه دوستون دارم! مطمئنم به خاطر همون یه ژول انرژیه!




