نزدیک غروب، هوا که یواش یواش تاریک میشه و خنک دست زن و بچه (در اینجا وجود بچه ضروری و از اوجب واجبات است) رو بگیر و یه جوری خودت رو برسون به حقانی. حقانی رو از غرب که به سمت شرق میای، قبل از مترو پارک طالقانیه و قبل از پارک طالقانی پارک آب و آتش!
وارد پارک که میشی ستونهایی که آتیش ازشون شعله میکشه توجه رو جلب میکنه. صدای ترسناکی هم دارن. یک کمی جلوتر روی زمین پر از سوراخهاییه که ازش آب فوارهوار میاد بیرون. گفتم که همراه بردن یه بچه ضروریه. برای اینکه بچه رو بفرستی زیر فوارهها و خودتم به هوای اینکه بری مواظبش باشی و برش گردونی بری اون زیر.
البته اگه زیاد خجالتی نیستی و روت میشه قاطی بچهها بری زیر آب، اونم در حالیکه دور تا دور یه عالمه آدم بزرگ وایساده و داره نگاهت میکنه، دیگه مسئلهی بچه منتفی میشه.
بعد از اینکه یه دل سیر خیس شدی، میتونی بری به بقیهی پارک هم سر بزنی. آخه این پارک امکانات زیادی داره. از وسایل نقلیهی کاملا سنتی مثل اسب و کالسکه و کشتی گرفته تا امکانات فوق پیشرفته.
امکانات فوق پیشرفتهای مثل قرقره و دوچرخه ی ایستاده!
وقتی همه چیز رو امتحان کردی و مطمئن شدی چیزی رو جا ننداختی میتونی زیر یکی از این آلاچیقها یه استراحتی بکنی و بعدم بری خونتون بخوابی که صبح بتونی به موقع بیای سر کار!




